آرشیدا جونآرشیدا جون، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

❤✿عشق ما✿❤

مادر!!!!!

    ما در ای والاترین رویا ی عشق   ما در ای دلوا پس فردای عشق   ما در ای غمخوار بی همتا ی من   اولین و آخرین معنای عشق   زندگی بی تو سراسر محنت است   زیر پای توست تنها جای عشق     بقیه رو در ادامه مطلب بخونید!     ما در ای والاترین رویا ی عشق                                            ما...
8 اسفند 1391

اولین تکونت عزیزمممممممممم!

سلام مامان خوشملم! عزیزم! الان که دارم اینو مینویسم برات همین الان در تاریخ 6/12/91  که شما 20 هفته و 1 روزته لگد زدی اونم یکی نه چن تا که من احساسش کردم و براحتی فهمیدمش وای اینقد خوشحالو ارومم کردی که اشکام بند نمیومد  !مرسی عزیز دلم ! مرسی که بلاخره گلمو جواب دادی و انتظارمو تموم کردی وا خدا جونم مرسی خیلی حس ماهیه پاشو میزنه انگار یه دنیاس که تو وجوده منه! عزیزکم اونجا داری بازی  میکنی! قربونت برم مامانم مرسی عشقم ! دیشب و دیروز در واقع 3 روزه زیر دلم درد میکرد من نگران بودم برای درد که نکنه بند نافت باهاش مشکل داری اما  حوله گذاشتم حرکت کردی همین جوری! الانم چن بار پاتو تکون دادی عزیز دلم...
8 اسفند 1391

عید و خونه تکونی!

عزیزم الان دیگه داریم به عید نوروز نزدیک میشم و فصل خونه تکونیه که ما خونه رو تمیز مثه دسته گل  کنیم که ان شالا سال          که شما به دنیا اومدی    همه جا تمیز باشه و اماده اومدنت! عزیزم برعکس قبلا الان خیلی سریع خسته میشم از کابینت ها  شروع کردم و اومدم تمیزشون کنم اما یکیو که تمیز کردم  سریع فشارم افتاد برای همین میوه خرما خوردم و ادامه دادم الان تموم شد اما بقیش مونده ! فقط ازت خواهش میکنم که به مامانیت کمک کنی که انرژی داشته باشه و کارا رو خودش یکمشو کنه   تا بقیشو با ابابایی انجام بدیم شیطون خان! ای جونم کی میشه بیایی تو دست وپام باشیو من بگم بیا اینجا...
8 اسفند 1391

علایقت!

سلام مامانی قربونت برم ! عزیزم ! اخ قربون او لگدها و مشت های شیرینت برم  که فعلا تشخیص نمیدم کدومه!  اما به گله مامانی جواب دادیو دیگه با تمام وجودم راحت میفهممشون و لذت میبرم  و  با عمق وجودم پذیراشونم   عسیسم!  بقول زنداییت! البته فعلا وقتی نشستم لگدهاتو بهتر میفهمم ظهرا  ست تا شب قبل خواب فعلا رعایت خواب مامانیو میکنی الهی قربونت برم! انقد با شعوری میزاری مامانیت فعلا شب ها بخوابه تا بهدا دنیا اومدی مثه پروانه دورت بگرده جیگر مامانی! از علایق شما: آب پرتقال خیلی دوس داری - قرمه سبزیم خیلی دوس داری عزیزم مثه مامانتی  - قرآن میخونم تکون میخوری دوس داری   - بابایی جونتم با...
8 اسفند 1391

خرید نی نی!

سلام مامان جونم ! شکر خدا امروز دندونم بالاخره ارومتر شده به مرور! عزیزم 5 شنبه نمایشگاه سیسمونی و مادران باردار بود رفتیم اونجا! وای اینقد چیزهای خوشگلی بود! منم داشتم دور میزدم بلاخره سرویس کالسکه تو گرفتیم! اینقد خوشمله! قرمز توپیه و توسی! هی بیاد بوسش میکنم  ! اینقد نازه و مامانیه مثه خودته عزیزم! الان خریدیم تا بعدا برامون بفرستن!یکی از اصلیترین خریدات انجام شده حالا مونده سرویس خواب  و تمام و با یه سری خرده ریز عزیزم!   ...
5 اسفند 1391

بازم دندون درد!

سلام مامانی خوشملم! عزیزمممممممممم! مامان! ای اگه بدونی هنوزم دندون درد دارم گل نازم! به گوشمم زده! دیروز داشتم میمردو شانس اوردم دایی جونت زنگ زد به یه عطاری اونم گفت آویشن با نشاسته بزار خوبه! وای اولش اعتماد نداشتم بعدش گذاشتم باورت نمیشه عین مسکنه دکتره ٤ ٥ ساعت اثر داره! وای برعکس پریشب که پدرم از درد در اومد نخوابیدم! دیشب همش یه بار بیدار شدم! دوباره گذاشتم از اون خوابیدم تا صب ! اینقد داییتو  اون خانومه رو دعا کردم ١ تو هم قدر این داییتو بدون بهترین دایی دنیاس ! اره مامانم الان حداقل با یه درد کمتر نشستم پای لپ تاب!   ...
1 اسفند 1391

دست نوشته های یه نی نی!

شروع تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کرم و فعلا برای مسکن رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه !!!!!!!!!   اظهار وجود هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد. زندان گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!! ...
25 بهمن 1391

دندون درد!!!!

سلام مامانی نازم! امروز دندون درده دیونم کرد زنگیدم بابات امد رفتیم دندون پزشکی داشتم میمردم اصلام با هیچی اروم نمیشد وایییییییییییی! خلاصه دکتر دعوام کرد هر چی گفتم بابا قبلش اصن درد نداشت گوش نداد خلاصهههه !!!! بلاخره عصب کشی  کر! و من بعد یکی دو هفته اروم شدم اخیش! خیلی درد داشت مامانی امیدوارم که تو هیچ وقت این دردارو نکشی!   ...
25 بهمن 1391

یه گله کوچولو!

 نمیدونم چرا تکون نمیخوری از این لحاظ ازت گله دارم یه تکونی بخور اخه جوجوی من !دل مامانی برای تکونات تنگه ! چرا مثه همسنات تکون نمیخوری اخه؟؟؟ عزیزم اینکه ارومی اینقدر خیلی عالیه عشقم! اما من دلم میخواد تکونتو با تمام وجودم حس کنم ! پس اگه دوس داشتیو دلت خواس ! یه تکونه کوچولویی بخور که من بفهمم!و با تمام وجودم لذت ببرم!  قربونت برم! فعلا  تا بعد ج وجوی نازنینم! ...
24 بهمن 1391